محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6255
تاريخ الطبرى ( فارسي )
آنگاه امير مؤمنان گفت : « اين گروه را مىبينيد كه نفاقشان شيوع يافته و كارشان بالا گرفته ، غوغاييان ، سفلهاند و فرومايگان بىخرد ، كه اختيارى ندارند و از تميز بر كنارند . به سبب اعمال بدشان ، افتادن در خطا را نكو يافتهاند ، هر چه بسيار باشند اند كند ، و چون ياد شوند مذمت شوند . دانستهام كه براى رهبرى سپاهها و بستن مرزها و قوام كارها و تدبير اقليمها مردى بايد كه چهار صفت در او به كمال رسيده باشد : دورانديشىاى كه به هنگام رخدادها ، حقيقت مبدأ آن را بجويد ، و دانشى كه وى را از تهور و غرور در كارها بدارد و جز به وقت فرصت اقدام نيارد ، و شجاعتى كه حادثات سخت و پياپى آن را كاستى ندهد ، و بخششى كه به سبب آن بذل اموال گزاف را به هنگام لزوم آسان گيرد . « و سه صفت ديگر آنكه در پاداش دادن ياران شايسته ، شتاب كند و با متجاوزان و منحرفان سختى كند و براى رخدادها آماده باشند كه از حادثات روزگار ايمن نتوان بود . « و دو صفت ديگر آنكه حاجت از رعيت بردارد و ميان نيرومند و ناتوان به مساوات حكم كند . « و يك صفت ديگر آنكه بيدار كارها باشد و كار امروز به فردا نيفكند . « اينك راى شما چيست كه من از وابستگان خويش مردانى به مقابلهء آنها برگزيدهام كه هر كدامشان سختسرند با عزم درست كه از گشايش مغرور نشود و از سختى حيرت نيارد ، از پشت سر خويش بيم نيارد و از مقابل خويش هراس نكند ، چونان مار خطى باشد در زير سنگ ( 367 كه اگر تحريكش كنند حمله كند و چون نيش زند جان بگيرد . لوازمش مهياست و خشم وى سخت . با گروه اندك با سپاهى مقابله كند . با دلى از آهن استوارتر به جستجوى انتقام باشد و سپاهها او را نشكند ، شوكتش پرتوان است و نابود كنندهء جانها ، هر چه را بجويد بيابد و هر كه بگريزد از او جان نبرد . بصير است و روشندل ، حريص رغبت نباشد و از حادثات ناتوان نشود ، اگر عهده كند كفايت كند ، اگر وعده كند وفا كند . در پيكار دلير باشد و به گفتار پاىبند .